ماهی مشکی منم اسیر تنگ شیشه ای
جدایی سخته از آغاز ........خواب اصحاب کهف ، قصه تکراری ماست - ما همانیم که در غار دلت پوسیدیم ....
من یک شورشی هستم تو مانند رژیم طاغوتی کشته ی راه دلم هستم تو واسم مثه یه تابوتی دلم برضد تو شورش می کند هر شب و هر روز توحمله کن با درد اشک آور تابازم بشی پیروز تو با حرفات منو واسه موندن تحریک میکنی من گل میدم تو تیر جدایی رو شلیک میکنی حریفت نمی شم من بزن منو زمینگیرم کن دست و بالو پاهامو ببند توی دلت اسیرم کن دلت زندان شه همیشه پشت میله هاش باشم شکنجه ام کن هر لحظه هرساعت ازقدم تاشم تو دست تو اسیرم بامن هرچه دوست داری کن زنده ام کن با خنده ای یا خون منو جاری کن گرفتارت شدم من توبهم اسارت رو هدیه دادی بذار باشم همیشه در بندت آخه خیلی تلخه آزادی تو آخرين شب چهارشنبه ي سال همه ي كينه ها،بدي ها،درد و غم و غصه ها رو جمع مي كنم و آتيششان مي زنم و از روشون مي پرم.. قرمزي شعله اش رو به گونه هات ، زردي شو به صورت بدخواهات و گرماشو به زندگي ات هديه ميكنم. چهارشنبه سوري مون مبارك... اما من تو رو ندارم.... دلتنگی داره میکشه منو...... میگن امروز والنتاین....هست؟ نمی دونم! امروزت مبارک... ببین چقدر از هم دور شده ایم که تو حال منو از دیگرون جویا میشی و منم حالتو از دیگرون... نه اینکه شماره موبایل های همدیگه رو پاک کرده باشیم...البته من که شماره تو هنوز پاک نکرده ام تو رو نمی دونم... ببین چقدر تو رو دربایستی مونده ایم که به هم یه sms هم نمی دیم نه تو کم میاری و نه من..... بارها SMS نوشته ام تا برات بفرستم اما این بار این غرور لعنتی نمی ذاره... به قول خشایار که با ترانه ای از روزبه بمانی میگه "مردونه تمومش کن من طاقتشو دارم،هربار ترحم بود اینبار نمی ذارم" اما تو اون نوشته ای که تو89/11/11 ( تو اون بعد از ظهر لعنتی و گریه دار که جز من و تو کسی تو دانشگاه نمونده بود و من آهنگ "رمانتیک ، شهاب رمضان " رو از لپ تاپم پخش کرده بوده ام ) نوشتی برام آرزو کردی که منو تو اوج ها ببینی.. اما نامرد من که بی تو به اوج نمی رسم اگه هم برسم اوج نیست...نیست... مگه نگفتم بهت درسمون که داره تموم میشه و ما که با هم کار میکنیم بیا تا دست تو دست هم ادامه بدیم زندگی رو...پیشرفتمون با هم باشه.... اما تو گفتی نه....نه.... وقتی منم واسه ت نوشتم خداحافظ ... گفتی چرا.. گفتم آخه این آخرین دیداره اما تو باور نکردی....اما بود.... خداحافظ.... و شعر خوبشو.... بی خیال فردا و آینده من همین الان با توام... دستت تو دست من،هم پای هم رفتن با هم خطر کردن،کی فکرشو می کرد؟ نزدیک و هم پرسه،شبی که می ترسه من،تو،خدا،هر سه!کی فکرشو می کرد؟ کی فکرشو می کرد؟عاقبت کارو بعد از یه عمر حسرت،اینهمه دیدارو... حالا تو اينجایی ،اين كار تقديره ميدوني كه قلبم،دور از تو مي ميره حالا تو بعد از اون دوران اشك و درد كنار من هستي،كي فكرشو مي كرد؟! من عاشقت بودم،تموم این سالا از اولین دیدار تا به همین حالا من عاشقت بودم از متن پروانه از اولین فصل نگاه دزدانه دستت تو دست من،هم پای هم رفتن با هم خطر کردن،کی فکرشو می کرد؟ نزدیک و هم پرسه،شبی که می ترسه من،تو،خدا،هر سه!کی فکرشو می کرد؟ دانلود آهنگ كي فكرشو مي كرد... فرمت آهنگ ogg می باشد که باید تبدیل به mp3 شود... تو ميري و پشت سرت من جاده رو تماشا ميكنم كار من نيست برو خاطره هارو تو فراموش كن خونه رو بي تو نميخوام چراغارو تو خاموش كن فرصت نده ترسيدن پاهاتو بلرزونه تنها برو بي من شايد برسي خونه تو ميري اما تورو هميشه مي بينم به اميد معجزه كنار جاده مي شينم سوال منه اینه : چراغه خونه به دست کی خاموش میشه تو میری از این خونه و چیزی ازش نمی مونه بجز در و دیوارم تورو نمی دونم اما من تو دل خسته زخمهای عمیقی دارم . . یه ترانه ی قدیمی از خودم گریه های هرشب من تو رو از خاطرم برده نمی دونم راه نفس گرفته یا که هوا مرده خونه بیتو سرده آسمونو ابرای تیره گرفته دنیام تاریکه آخه خورشید هم با تو رفته جای خالیت تو قلبم پراز غصه و غم شد برام سواله چرا سایه ت از سرم کم شد . . . .
پست ویژه: آهنگ زیبای خاطره ترانه ی زیبای روزبه بمانی آهنگساز : علیرضا افکاری با صدای پارسا همه ی درد منی تو , غم دنیا که غمی نیست من ازت خاطره دارم , خاطره درد کمی نیست روبه روی من عزیزم , روزگار روشنی نیست دائم از حال تو میگم , حال من که گفتنی نیست من یه عمره با خیالت لحظه لحظه در نبردم با تو زنده بودم اما با تو زندگی نکردم .. (2) واسه من از تو گذشتن معنی یکی شدن شد اوج پر کشیدن تو اول سقوط من شد قلب من از باور تو فکر برگشتن نداره من به هر راهی که میرم به تو میرسم دوباره من یه عمره با خیالت لحظه لحظه در نبردم با تو زنده بودم اما با تو زندگی نکردم .. (2) لینک مستقیم با حجم 5 مگابایت : دانلود آهنگ خاطره پارسا
آخرین ترانه ام.. بیا دوباره توی قلبم ۲باره دلمو تحریک کن نذار پرشه از جدایی از عشق تفکیک کن آسمونم دست تو افتاده خورشید من بمون تو آسمونم یابرو دنیامو تاریک کن من با تو نمیمیرم زنده تر از همیشه ام جاودان کن عشقمو یا مرگمو نزدیک کن این از حرفای نگفته این از۷تیر جدایی بمون همیشه پیشم یا برو شلیک کن اولین و آخرین بیت آخرین ترانه ام.. پا بذار تو این دل من ۲باره دلمو تحریک کن نذار خونه پرشه از نفرت از عشق تفکیک کن . . . این از حرفای نگفته ام اینم از ۷تیر جدایی بیا بمون همیشه پیشم یا برو شلیک کن حالمو می پرسی من غمو حاشا می کنم تو میری و من جاده رو تماشا میکنم آسوده نمیری بگو تو فکر چی هستی؟ دل نمی بنده دوباره دلی که توشکستی فرصت نده دلت بترسه پاهاتو بلرزونه راحت برو بی من شاید برسی خونه یادم نمیره گفتم همیشه تودلم میشینی عشقت اینجاس چشاتو واکنی میبینی اما تو که هیچ وقت چشماتو وا نکردی برای با تو موندن دل منو صدا نکردی آسمونم دست تو اما همیشه ابری بود منتظرخورشیدبودم این چه صبری بود برو بی من برو بی عشق برو تنها قصه ی ما تموم شه شاید همین روزا توي قصه ي عشق اونجا كه غمگينه رسيديم وقتي كه داشتي ميرفتي دنيام زير و رو شد آرامش از خونه ام رفت دلم باز بي آبرو شد فكر ميكردم بي تو ميميرم،نمردم منو ببخش دلم مال تو بود دست غم سپردم منو ببخش اما اين فقط خواب و خياله بيتو نمرده ام من آره مرده ام من بي تو آره بي گور و بي كفن . . . . sms پشت sms ...زنگ پشت زنگ... با دیگرون برام پیغام میفرستی... چرا من دانشگاه نمی آم.. چرا سر کلاسها کلاس نمی آم.. نگران منی که مبادا استادها حذفم بکنن... میگی همه چی رو فراموش میکنی... میگی دوباره با هم باشیم... خودت رابطه رو به هم زدی و الان میخوای دوباره شروع کنیم... میگی از اول شروع کنیم نه از صفر ... میگی با هم پروژه برداریم... میگی برام یه خواهر بزرگی ... میگی چیکار کنم... بلكه هئچ سئوگیلیم دئییلسن منیم ، آنامسان ، باجیمسان ، نَِِنمسَن ، نسن ؟ بیرجه آلله بیلیر نَییمسن منیم ، ترجمه اش: بلکه اصلا" عشق من نیستی!!! مادرمی ؟ خواهرمی؟ چه کارمی؟ فقط خدا میدونه چه کارمی؟ ... 1.بیا بشمار ثانیه هارو یک دو سه خوش اومدی بشین کنار دل من به قلب حادثه خوش اومدی 2.دل من پر از عشق تو ئه پر از احساس عالی به این خونه که خالیه از وسوسه خوش اومدی 3.با تو دلم قد یه دریاست همرنگ آسمون آبی به این دل که بیتو تنگو دلواپسه خوش اومدی 4.قدم بگذار رو صحن چشمای خسته و گریون به صحنی که دائم گرفتار کابوسه خوش اومدی 5.تو بودی همخونه ی من هم اول و هم آخر من به خونه ی دلی که بی تو بی کسه خوش اومدی 6.هوای تازه بودی واسه من واسه نفس کشیدن پیش کسی که حالا با غم همنفسه خوش اومدی 7.تو بودی خورشید من روشنگر شبهای تاریکم به دنیایی که دلخوش به فانوسه خوش اومدی 8.تو بودی امید من دشمن ناامیدهایی دل تنها به دلی که حالا پراز افسوسه خوش اومدی به علت مشغلهی فکری و کاری زیاد هنوز نمی تونم ادیتش کنم... بمونه واسه بعد...
پیشنهاد ویژه: دانلود آهنگ حرفامو باور کن از سعید شهروز فرمت : MP3 / کیفیت : 128 KBps متن ترانه: قرار ما به رفتن بود متن ترانه از وبسایت: سالروز درگذشت استاد شهریار با چند روز تاخیر تسلیت... شعری از استاد از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
از امروز تا مهر ۳روز مونده و هر چه قدر که به مهر نزدیک تر میشیم... (البته انتخاب واحدمون از دیروز شروع شده اما هنوز به دانشگاه نرفته ام) منو دلهره و ترسی میگیره که حد و اندازه نداره... امسال برعکس تمام سالهایی که همیشه منتظر مهر می موندم تا در زمان مدرسه،مدرسه ها و در زمان دانشگاه ،دانشگاهها باز بشه... بخصوص سالهای قبل، از سال ۸۵تا پارسال خیلی شوق زود رسیدن مهر رو داشتم... بخصوص پارسال که اوج عاشقی ام بود و شوق دیدار یار... اما امسال اصلا" نمی خوام چشمام به مهر باز بشه.... آخه... راستش شخص مورد علاقه ی من "خانم شین" همکلاسی منه.. و ماجرای عاشقی من... راستش من با همکلاسی محترمم مثه یه خواهر و برادر بودیم.. اما من که از دوره ی کاردانی بهش علاقمند بودم.. (دوره ی کاردانی تو تهران من و او هم دانشکده ای بودیم و ایشون یه ترم از من بالا بودو الان تو دوره ی کارشناسی همکلاسیم تو ارومیه) حال با شکستی که از ایشون خورده ام (شکست خودخواسته..آخه در مقابل خواهش من منبی بر اینکه جواب منو زود بده.. سکوت میکیرد و من ازش خواهش کردم که لااقل جواب نه بده... و اونم بعد از اصرارهای طولانی من جواب نه داد..و البته دوستی مون هم به هم خورد..) حالا که داره مهر میشه به نظرتون من تو کلاس و دانشگاه که همیشه جلوی چشمامه... چطور رفتار کنم؟؟ خب.... منتظر جوابتون هستم... پیشنهاد ویژه: گوش دادن به آلبوم آخر خشایار اعتمادی "باید به تو برگردم" معرکه است... با ترانه های روزبه بمانی.... آهنگ های " باید به تو برگردم" و "مردونه تمومش کن" از آهنگهای خیلی عالی آلبومه... دانلود آهنگها با لینک های زیر....
این آخرین روزهای تابستون قبل از طوفان پاییزی میخوام چند روزی برم مسافرت... تا با انرژی بیشتری برگردم...و... و نمی دونم چی... نمی دونم چی میشه... تا ده روز آینده خداحافظ... بی اینترنت و موبایل... اما .... دانلود قصه های صوتی صمد بهرنگی ار لینک زیر
۲۴ ساعت در خواب و بیداری نویسنده: صمد بهرنگی راوی: نرگس زمان: ۴۲ دقیقه (Download Server: 4Shared Format: Mp3 Archive Type: RAR)
تلخون نویسنده: صمد بهرنگی زمان: ۱ ساعت و ۲ دقیقه راوی: سید (Download Server: 4Shared Format: Mp3 Archive Type: RAR)
ماهی سیاه کوچولو نویسنده: صمد بهرنگی راوی: نفر دوم زمان: ۳۵ دقیقه (Download Server: 4Shared Format: Mp3 Archive Type: RAR)
عادت زمان کل: ۹ دقیقه
کچل کفتر باز نویسنده: صمد بهرنگی زمان کل: ۳۳ دقیقه (Download Server: 4Shared Format: Mp3 Archive Type: RAR
یک هلو، هزار هلو نویسنده: صمد بهرنگی زمان کل: ۵۶ دقیقه (Download Server: 4Shared Format: Mp3 Archive Type: RAR)
آهنگ جديد و زيباي چلسي به نام ماهي سياه كوچولو با 2 كيفيت MP3 48
ماهی سیاه کوچولو و هالق آن صمد بهرنگی ادامه داستان در ادامه مطلب عاشقی رو مال باید یا صبوری یا سفر متن کامل غزل در ادامه مطلب به نظر شما کدوم راه بهتره؟ اگه شما عاشق بشین کدوم کارو انجام می دین؟ در ضمن۲۵ روز تا مهر بی مهری.... این مهر ماهم داستانی دارد که بمونه واسه پست بعد... خب.... . ياد تو داره از فلب من میره دلمو باز دوباره تحریک کن خونه پرشده از عشق و نفرت بیا این دو رو از هم تفکیک کن اينم از بيت اول ترانه ي شليك كن... يكي از كتابهاي قديمي رو برداشتم... داشتم ورقش ميزدم كه به شعر البته چند بيت زير كه تو يكي از صفحات اون نوشته شده بود رسيدم... نمي دونم كي نوشته بودم اما مثه اينكه واسه حال اين روزاي من خوب بود... من در وفاي تو ، تو در وفاي ديگري دل من تنگ تو ، تو دلگشاي ديگري در مکتب عاشقان کي روا باشد ؟ من دست تو بوسم، تو پاي ديگري البته با تمام احترامي كه به عشقم "شين" قائلم.. منتظر ترانه ام باشين... يا بمون يا برو شليك كن...
مهموني پاگشاي عروسمون... عروس كوچيك خونه.... يعني عروس برادر كوچيكم.... نمي دونم حوصله شو خواهم داشت يا نه... برادر كوچيكم زودتر از من كه برادر بزرگم ازدواج كرده... يه سالي منتظر من موند اما من كه تو اين ماجراي همكلاسيم به جايي نرسيدم... يعني جواب قطعي ازش نگرفتم به داداش كوچيك گفتم من كارم تمومه تو ميتوني ازدواج كني.. اونم ازدواج كرد ...و امشب هم مهمونيه... ان شالله خوش بگذره.... كاش منم برادر بزرگ داشتم... آخه ميگن خيلي خوب ميشه وقتي آدم داداش بزرگ داشته باشه... درد و مشكلاتشو ميتونه بهش بگه... درد دل بكنه... . . . كاش منم برادر بزرگتر از خودم داشتم... آهنگ نروژی که بهترین آهنگ ۲۰۰۹ اروپا شد... چقدر با این آهنگ خاطره ها دارم با خانوم شین.. این آهنگ اولین بار که براش پخش کردم خیلی خوشش اومد.. بعد براش تکه ای از این آهنگ رو sms کردم... و معنی اش رو خواست و من براش دادم و گفت اینارو به من میگی... گفتم...؟؟؟!!!!شاید fairytale - alexander rybak Years ago, when I was younger I kinda liked a girl I knew. I’m in love with a fairytale, Every day we started fighting, I don’t know what I was doing, I’m in love with a fairytale, She’s a fairytale الکساندر ریباک خواننده ی این آهنگ سالها پيش وقتي که جوون تر بودم من عاشق يه پري هستم ! هروز دعوا ميکرديم ولي هر شب عاشق هم ميشديم من نمي دونستم دارم چيکار ميکنم تا موقعي که ناگهان ...... من عاشق يه پري هستم !
دعای روز ششم ماه مبارک رمضان
اَللّهُمَّ لا تَخْذُلْنى فيهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِيَتِكَ وَلاتَضْرِبْنى
بِسِياطِ نَقِمَتِكَ وَزَحْزِحْنى فيهِ مِنْ مُوجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنِّكَ
وَاَياديكَ يا مُنْتَهى رَغْبَةِ الرّاغِبينَ فروشنده گفت ..باقر جان امروز پاستيل جديد اوردم.. خيلي هم خوشمزه اند... طرح جديد دارند... گفتم :چي؟ گفت :بابا پاستيل اوردم... گفتم:ديگه نمي خوام... گفت :تو كه هر روز 10 بسته پاستيل مي گرفتي!! راست ميگي آخه هر بار كه دانشگاه مي رفتم يا با ايشون بيرون مي رفتم... هربار كه منو مي ديد مي گفت من پاستيل مي خوام... ببين اين روزا حتي پاستيل هم منو به ياد ايشون مي اندازد... قطعا آشناست. آنکه در را آهسته میکوبد قصد آشنایی دارد. وآنکه پشت در نشسته یقینا از همه عاشق تر است ... ومن سالهاست که پشت درتو نشسته ام... در را باز کن.. و مرا دعوت کن به مهمانیِ قلبت... آیا من هم عاشقم؟؟؟؟ َعاشق کی؟؟؟؟ نه اینکه هیچ روزی یاد تو نیست ولی امروز باز یه بغض نشکستنی نشسته بود تو گلوم و درد قلبی داشتم که داشتم دق می کردم.... من هنوز تورا دوست دارم... و دوستت خواهم داشت... همه چی آروم بود من به تو دل بسته بودم... غصه ها خوابیده بودند و از اینکه با تو بودم به خودم می بالیدم... و خوشبخت بودم ... اما شاید بخاطر اینکه تو تجربه اول تو عاشق شدنم هستی دارم از دستت میدم... داری از دست من میری.... دعاي روز پنجم ماه مبارك رمضان الصّالِحينَ اْلقانِتينَ وَاجْعَلنى فيهِ مِنْ اَوْلِياَّئِكَ الْمُقَرَّبينَ بِرَاءْفَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ. خدايا قرارم ده در اين ماه از آمرزشخواهان و قرارم ده در آن از بندگان شايسته فرمانبردارت و بگردانم در اين روز از اولياي مقرب درگاهت به مهرت اى مهربانترين مهربانان. التماس دعا..
تو قصهي عشق به اونجا كه غمگينه رسيديم
دلامون جدا از هم،ما هم دچار يه درد سختيم
نمي دونيم اما شايد ما جدا از هم خوشبختيم
فكر ميكردم بيتو ميميرم اما نمردم منو ببخش
دلم مال تو بود دست غم سپردم منو ببخش
شايد اين فقط يه خوابه كه بيتو نمرده ام من
مرده ام من بي تو مرده ام بي گور و بي كفن

![]()
حرفامو باور کن
نگو چی شد، نمی دونم
خودم گفتم تمومش کن
خودم می گم نمی تونم
نمی دونم کجا رفتم
نمی دونم دلم چی شد
درست تو بدترین لحظه
ببین کی عاشق کی شد
فقط حرفامو باور کن
تقاص عشق تو کم نیست
بمون حوای من با من
مگه عشق تو آدم نیست
تو خاکستر شدی با من
دارم می میرم از این درد
بیا این خونه این کبریت
تلافی کن ولی برگرد
من از آغاز این قصه
ازت چیزی نفهمیدم
نمی دونم چرا حالا
چرا اینجا تو رو دیدم
چقد دیوونگی دارم
تمام قلبم آشوبه
تو آرومی نمی دونی
چقد دیوونگی خوبه
تمام قصه بازی بود.
تموم شد، هیچ رازی نیست
کسی که رو به روشی تو
از اینجا مرد بازی نیست
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
می روم تا که به صاحبنظری باز رسم
دلِ چون آینة اهل صفا می شکنند
سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
شهریارا غم آوراگی و در بدری
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
تو بمان و دگران وای بحال دگران
محرم ما نبود دیدة کوته نظران
که ز خود بی خبرند این زخدا بی خبران
کاین بود عاقبت کار جهان گذران
شورها در دلم انگیخته چون نوسفران

Mardone Tamoomesh Kon.mp3
07 Bayad Be To Bargardam.mp3



شب چله بود. ته دریا ماهی پیر دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش را دور خودش جمع کرده بود و برای آنها قصه می گفت:
"یکی بود یکی نبود. یک ماهی سیاه کوچولو بود كه با مادرش در جویباری زندگی می کرد.این جویبار از دیواره های سنگی کوه بیرون می زد و در ته دره روان می شد.
خانه ی ماهی کوچولو و مادرش پشت سنگ سیاهی بود؛ زیر سقفی از خزه. شب ها ، دوتایی زیر خزه ها می خوابیدند. ماهی کوچولو حسرت به دلش مانده بود که یک دفعه هم که شده، مهتاب را توی خانه شان ببیند!
مادر و بچه ، صبح تا شام دنبال همدیگر می افتادند و گاهی هم قاطی ماهی های دیگر می شدند و تند تند ، توی یک تکه جا ، می رفتند وبر می گشتند. این بچه یکی یک دانه بود - چون از ده هزار تخمی که مادر گذاشته بود - تنها همین یک بچه سالم در آمده بود.
چند روزی بود که ماهی کوچولو تو فکر بود و خیلی کم حرف می زد. با تنبلی و بی میلی از این طرف به آن طرف می رفت و بر می گشت و بیشتر وقت ها هم از مادرش عقب می افتاد. مادر خیال میکرد بچه اش کسالتی دارد که به زودی برطرف خواهد شد ، اما نگو که درد ماهی سیاه از چیز دیگری است!
یک روز صبح زود، آفتاب نزده ، ماهی کوچولو مادرش را بیدار کرد و گفت:
"مادر، می خواهم با تو چند کلمه یی حرف بزنم".
مادر خواب آلود گفت:" بچه جون ، حالا هم وقت گیر آوردی! حرفت را بگذار برای بعد ، بهتر نیست برویم گردش؟ "
ماهی کوچولو گفت:" نه مادر ، من دیگر نمی توانم گردش کنم. باید از اینجا بروم."
مادرش گفت :" حتما باید بروی؟"
ماهی کوچولو گفت: " آره مادر باید بروم."
ادامه مطلب
۲۸ روز تا مهر بی مهری....

She was mine, and we were sweethearts
That was then, but then it’s true
even though it hurts
‘Cause I don’t care if I lose my mind
I’m already cursed.
every night we fell in love
No one else could make me sadder,
but no one else could lift me high above
when suddenly, we fell apart
Nowadays, I cannot find her
But when I do, we’ll get a brand new start
even though it hurts
‘Cause I don’t care if I lose my mind
I’m already cursed
Yeah…
Even though it hurts
‘Cause I don’t care if I lose my mind
I’m already cursed
"پري"
عاشق کسي بودم که خوب ميشناختمش
اون مال من بود و ما معشوقه هاي همديگه بوديم
اين مال اون موقعهاست , اما حقيقت داره !
حتي اگه اين اثر بدي روم بذاره
چون اگه ديوونه هم بشم برام مهم نيست
من از قبل نفرين شدم . . .
هيچ کس ديگه نميتونست بيشتر از اون منو ناراحت کنه
اما هيچ کس ديگه هم مثل اون نميتونست من و تا اين اندازه به اوج ببره
"از هم جدا شديم"
اين روزا نميتونم پريم رو پيدا کنم
اما اگه بتونم پيداش کنم , دوباره از نو شروع ميکنيم
حتي اگه اين اثر بدي روم بذاره
چون اگه ديوونه هم بشم برام مهم نيست
من از قبل نفرين شدم . . .
خدايا در اين ماه به خاطر دست زدن به نافرمانيت خوارم مساز و تازيانههاى
عذابت را بر من مزن و از موجبات خشمت بدان نعمت بخشى و الطافى كه نسبت به
بندگان دارى دورم بدار. اى آخرين حد اشتياق مشتاقان

![]()
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ وَاجْعَلْنى فيهِ مِنْ عِبادِكَ
| Design By : ShabGozar.com |




