تبليغاتX
ماهی سبز منم اسیر تنگ شیشه ای
ماهی سبز منم اسیر تنگ شیشه ای

ماهی مشکی البته از این به بعد سبزم....


روز 13 آبان با آهنگ جدید استاد شهرام ناظری با نام ایران کهن--- خس و خاشاک

 
همه با هم روز ۱۳ آبان با شعار
 
 ايرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است//
 ايران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو
 
 اى روىِ برافروخته, خود پرچمِ ره باش//
 اى مشتِ برافراخته, افراخته ترشو

اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو// اى بغضِ گل انداخته، فريادِ خطر شو
 اى روىِ برافروخته, خود پرچمِ ره باش// اى مشتِ برافراخته, افراخته ترشو
 اى حافظِ جانِ وطن،ازخانه برونآى//ازخانه برون چيست كه ازخويش به در شو
 گر شعله فرو ريزد، بشتاب و مينديش// ور تيغ فرو بارد، اى سينه سپر شو
 خاكِ پدران است كه دستِ دگران است// هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو
 ديوارِ مصيبت كده ىِ حوصله بشكن// شرم آيدم از اين همه صبرِ تو، ظفر شو
تا خود جگرِ روبهكان را بدرانى// چون شير درين بيشه سراپاى،جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست//خودبرسرِ آن، تن به قضا داده، قدرشو
 فرياد به فرياد بيفزاى، كه وقت است// در يك نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو
 ايرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است// ايران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو
 مشتى خس و خارند،به يك شعله بسوزان//برظلمتِ اين شامِ سيه فام،سحر شو

چهارشنبه 24 تیر1388  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

باز دوباره تو این شهــر

باز دوباره توی این شهر ما به هم دیگه رسیدیم

تو قصه ی عشق به جایی که غمگینه رسیدیم

.

.

.

پنجشنبه 17 اردیبهشت1388  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

دارم انقلاب میکنم

گوش به زنگ من باش

دارم انقلاب  میکنم

دیگه انتخاب نمی شم

بلکه انتخاب میکنم

یکشنبه 11 اسفند1387  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

باز عاشوراي حسيني

                 عاشوراي حسيني تسليت باد...

                          

 

باز هم عاشوراي حسيني شد و ما غرق درياي عرفان و انديشه ي شهادتيم..

اما كي فيض ميبره؟؟؟؟

كاش هممون از اين دريا سيراب بشيم...

 

         

دوشنبه 16 دی1387  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

چند سال از امشب بگذره؟

الان درست ساعته ۲۰:۰۰ روز پنج شنبه۱۸ مهرماه ۱۳۸۷...

یعنی ساعت عقد کنان تو...

اگه آلبوم جدید سعید شهروز نمی اومد...

نمی دونستم چی بگم...

اما تو یکی از ترانه های اون به نام

 چند سال از امشب بگذره؟

 همه حرفای دلم منو میگه....

 

چند سال از امشب بگذره؟؟؟؟

 

چیزی نمی تونم بگم ، قراره از من بگذری
چیزی نگو می فهممت ، باید از این خونه بری

چند سال از امشب بگذره؟ ، تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم ، خاموش خاموشت کنم

تنهاییامو بعد از این ، با قلب کی قسمت کنم؟
واسه فراموش کردنت ، باید به چی عادت کنم؟

تو باید از من رد بشی ، من باید از تو بگذرم
کاری نمی تونم کنم ، باید بیفتی از سرم

بعد از تو باید با خودم ، تنهای تنها سر کنم
یک عمر باید بگذره ، تا امشبو باور کنم

چند سال از امشب بگذره؟ ، تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم ، خاموش خاموشت کنم

چند سال از امشب بگذره؟ ، با من یکی هم خونه شه
احساس امروزم به تو ، تنها یه شب وارونه شه



اما آرزوی من خوشبختی توئه!!!!!

پنجشنبه 18 مهر1387  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

آلبوم بی خوابی سعید شهروز منتشر شد...

 

بالاخره بعد از ۳ سال انتظار

آلبوم هشتم سعید شهروز با عنوان بی خوابی منتشر شد ...


لطفاْ برای احترام به زحمات سه ساله ی سعید شهروز و حمایت از این خواننده ی محبوب آلبوم بی خوابی رو فقط به صورت اورجینال از مراکز عرضه ی محصولات فرهنگی تهیه فرمائید ...


چند سال بیداری من شد همین بی خوابی ...


لطفاْ برای احترام به زحمات سه ساله ی سعید شهروز و حمایت از این خواننده ی محبوب آلبوم بی خوابی رو فقط به صورت اورجینال از مراکز عرضه ی محصولات فرهنگی تهیه فرمائید ...


لیست قطعات این آلبوم فوق العاده :

۱ - حرفامو باور کن (ترانه سرا:روزبه بمانی)

۲ - می بخشمت (بهاره)

۳ - تو باید جای من باشی (روزبه بمانی)

۴ - تبعیدی (روزبه بمانی)

۵ - نفس (افشین سیاهپوش)/ دکلمه : بهروز صفاریان

۶ - زخمه (زهرا تیموری)

۷ - چند سال از امشب بگذره ؟ (روزبه بمانی)

۸ - ما عاشق هم بودیم (روزبه بمانی)

۹ - تو هم بسوز (لری)(غلامرضا سبزعلی)

۱۰ - کوچه های خاطره ... (مولتی میکس)


آهنگسازی و تنظیم قطعات آلبوم هم به عهده ی مهدی یراحی و بهروز صفاریان می باشد .


نوازندگان

بهمن فریاد رس / ویلن و کمانچه

بهنام حکیم  / بوزوکی- لوت - بانجو

عسل ملک زاده - مهران نوبخت / دف

استودیو

ضبط وکال ترانه نفس - زخمه - می بخشمت و میکس و مسترینگ اثر : استودیو پاپ

ضبط دف ، لوت و بانجو : استودیو آفاق

نظارت ضبط و ادیتینگ : بهروز صفاریان


لطفاْ برای احترام به زحمات سه ساله ی سعید شهروز و حمایت از این خواننده ی محبوب آلبوم بی خوابی رو فقط به صورت اورجینال از مراکز عرضه ی محصولات فرهنگی تهیه فرمائید ...

بی خواب باشید .

 

منبع:

وبلاگ هواداران سعید شهروز

 

دوشنبه 15 مهر1387  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

سلام ....خوبی....دیگه از ما خبری نمیگیری ..آره میدونم رفتی و با دیگرون میپری .. ولی ... ولی پس من چی

سلام ....

خوبی....

دیگه از ما خبری نمیگیری ..

آره میدونم رفتی و با دیگرون میپری .. ولی ... 

ولی پس من چی؟

مگه نگفته اند  کبوتر با کبوتر ،  باز با باز...

یا اینکه تو بازی و من کبوتری بدبخت منتظر ..

 که هیچ وقت به وصال نمی رسه؟ نه؟

یا اینکه گفته اند تازه اومده به بازار ..

خب مسلٌمه کهنه میشه دل آزار!!!

یا اینکه گفته اند هرچی تاز ه اش خوبه الا رفیق....

یا اینکه  ما برات رفیق نبودیم؟ ها ؟ نبودیم؟

مگه واست نمی مردیم....ها !!! خبر نداری  یا اینکه خودت

 به بی خبری زده ای؟؟؟؟

مگه عالم و آدم نمیدونستن میخوامت..

آها تو از ما خوشت نمی اومد...ما اصلا داخل ...

بی خیال بابا...

اما ...

برو عزیز رفتنی جاتو به دنیا نمیدم..

خیالت آسوده باشه جاتو به دنیا نمیدم...

....

توره سپیده بخت تو...میخواستم بندازم روموهای قشنگت...

خوشبختیه تو آرزوی منه...قربونه اون دله همیشه تنگت...

.

خب دیگه خداحافظ ...

تو ...دیگه مال خوت نیستی...

 

 

شنبه 6 مهر1387  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

ترانه ی خرچنگ های مردابی کاری از محمد علی بهمنی با صدای حبیب

 

 

ترانه ی خرچنگ های مردابی

 کاری از محمد علی بهمنی

با صدای حبیب

در این زمانه بی هیاهوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

چگونه شرح دهم، لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست

به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست

رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمال دار براس برای من کمال پرست

هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست
به تنگ چشمي نامردم زوال پرست

من که خیلی خوشم اومد شما رو نمیدونم

 
 
 
 

چهارشنبه 9 مرداد1387  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

حکایت ما و شعر شهریار و صدای قربانی "مسلخ خون"

 

مثه اینکه حکایت ما شده

 اون شعر زیبای شهریار

"مسلخ خون"

با صدای  زیبای علیرضا قربانی

 

" یک شب دلی به مسلخ خونم کشیدورفت

             دیوانه ای به دام جنونم کشیدورفت

پس کوچه های قلب  مرا جستجو نکرد یار

              اما مرا به عمق درونم کشیدورفت

تا از خیال گنگ رهایی رها شوم

           بانگی به گوش خواب سکونم کشیدورفت

شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق

           مرحم به زخم  فاجعه گونم کشیدورفت

دیگر اسیر آن من دیوانه نیستم یار

           از خود چه عاشقانه برونم کشیدورفت."

 

از آدرس زیر می توانید دانلودش کنید..

مسلخ خون /شعر شهریار / با صدای قربانی

 

 

دوشنبه 17 تیر1387  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

مادر...

 

زمانی که چشمهایم را باز کردم کسی جز مادر را ندیدم...

زمانی که گشنه شدم کسی جز مادر را ندیدم..

زمانی که نیاز به محبت داشتم باز کسی چون مادر ندیدم...

و زمانی ...

و زمانی....

وزمانی....

پس ای مادر من بی تو ...

چی بگم من بی تو واقعا" هیچم...

 

 

سه شنبه 4 تیر1387  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

یا امام رضا ضامن آهو

من تا به حال مشهد نرفته ام...

 

تا ب

ه حال به زیارت مولای هشتم نرفته ام ...

خیلی دلم میخواست زودتراز اینها برم ولی مثه اینکه قسمت نبود..

اما صبح جهارشنبه به امید خدا مشهد هستم... خدا رو شکر..

 

 

التماس دعا.......

 

دوشنبه 13 خرداد1387  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

هنوز دل من تو واگن شماره ۳ ، تو کوپه ی شماره ۷ جا مانده...

 

ساعت ۴:۴۵ دقیقه ی عصر چهارشنبه است...

قطار شروع به حرکت میکنه ...

از ایستگاه دور میشه..

اما ایستگاه جا میمونه با درختان و ریل ها  و  هوای کپک زده اش...

 منم مثه همه ی مسافرا هنوز چشمم تو استگاهه..

 اما باید رفت اما کجا...؟

همه و همه چیز رو رد میکنیم..

تیرای برق، آدما، کلاغا ،رود خونه ها ،

نیمکتای خالی ایستگارو، حتی ساعت و

دود قطار وحتی ریل هارو...

 

 من هنوز تو فکر اون دوتا کلاغ رو ی سیمم،

آره تو فکر اون کلاغهای زشتو سیاه و بدترکیب

 که کنار هم رو سیما نشسته بودن..

به همدیگه نوک میزدن..

چقدر خنده ام میگیره !!!

 یه پیرزن و پیرمرد روبه روم تو کوپه نشسته اند ...

پیرمرد سرشو رو شونه ی پیر زن گذاشته..

مثه اون دوتا کلاغ همدیگه رو ناز میکنن...

یعنی اینا آخرین باز مانده ی دوران....بگذریم...

حالا رسیده ایم به ایستگاه های بعدی...

 تو ایستگاه آدما با چمدون بی چمدون...منتظر قطارن..

اینجا آدما تنها یا دوتا دوتا سوار میشن..

اما مسافرای قطار مثه اون کلاغا نیستن اینا دارن از هم فرار میکنن...

اما اون چی هی داشتن به هم نزدیک میشدن...یعنی چی شده...

همه دارن از یه چیزی فرار میکنن...چی؟

اما انگار منم فراری ام ..نمیدونم چه مرگمه..نمیدونم چه دردی دارم...

نکنه دارم از خودم فرار میکنم...از خودم؟

اما بقیه چی اون از چی فرار میکنن ...از خودشون ..از گذشته یا از دیگرون..

مثه اینکه خورشید هم داره فرار میکنه...اما

فراری مداوم و تکراری ...خسته نمیشه؟

اونم مثه آدما یه جا بند نمیشه ، یه خونه ی ثابت نداره ..

شاید اونم گم شده ای داره ..کسی چی میدون؟؟؟؟

.. تیرای برق  کنار ریل درست متضاد ما آدما و خورشیده...

آخ چقدر دلم  به حالشون  میسوزه...

نه نه..دلم به حال خودم میسوزه..

چون تیرا دلشون خوشه که..یه جا ثابتن و از روز تولد تا مرگشون..

 یه جا آروم میشینن و با کسی کاری ندارن...

اما من چی از این شهر به اون شهر از این دل به اون دل...

چرا یه جا آروم نمیگیرم..آی خورشید  منم با تو همدردم..شاید دردمون...درده...

اما مثه اینکه داریم به ایستگاه آخر میرسیم..

بوق ممتد قطار تو دست باد داره از همه فرار میکنه..

تا اونجایی که دیگه اثری ازش نمونه..

شاید این ریلای موازی هیچ به هم نرسن درست مثه ما آدم ..

چنان از هم فراری هستیم که حتی تو خیابون هم میترسیم با همدیگه برخورد کنیم...

کاش هیچ وقت چیزی به نام ایستگاه آخر نداشتیم..اما میگن باید پیاده شیم..

مثه اینکه دیگه قطار از ما سیر شده و میخواد از ما فرار کنه....

پیاده میشم و پیاد میرم تا برسم به یه جایی اما.....

هنوز دل من تو واگن شماره ۳ ، تو کوپه ی شماره ۷ جا مانده...

 

 

 

چهارشنبه 18 اردیبهشت1387  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

صدف و مروارید

 



صدفی به صدف همسایه گفت:"دردشدیدی دارم.

چیزی سنگین وگرد دردرونم رنجم میدهد."

 

صدف دیگربا تفرعن وحالتی حق به جانب

جواب داد:"آسمان ودریارو سپاس میگویم،

من دردی درون خویش ندارم،

دردرون وبیرون حالم خوب است وسلامتم."

 

درهمان زمان خرچنگی ازآن حوالی عبورمیکرد

حرفهای آنها راشنیدوبه صدفی که هم دردرون

و بیرون خوب وسلامت بودگفت:"بله توسلامتی،

امادردی که همسایه ات رارنج میدهد

مرواریدی است به غایت زیبا"

 

 
 
 
 

دوشنبه 29 بهمن1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

من نمردم بی تو منو ببخش

 

شعر تازه ام که از یک شعر ترکی الهام گرفته ام

 که هنوز کامل نشده..

 

دوباره تو این شهر باهم روبرو شدیم/

میگی چیکار کنیم/

ما که جز اینجا جای دیگه ای نداریم/

ما که شهر دیگه ای نداریم/

اگه  از هم جدا نمیشدیم /

شاید ما میتونستیم خوشبخت بشیم /

شاید الان هم خوشبختیم/خودمان خبر نداریم/

از این ماجرا چند سال میگذرد/

اما من هنوزم نتونستم بشناسمت /منو ببخش

خیال میکردم بیتو میمیرم /

اما نمردم بی تو من/منو ببخش

من میگم نمردم اما چه بدونم شاید هم مرده ام /

شاید هم مرده ام بی تو/

آره مرده ام،مرده ام بی گور و بی کفن...

شنبه 6 بهمن1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

"منتظر وفا نباش"

سلام ترانه"منتظر وفا نباش".

این فقط یه فکر اولیه است..باید روش کار کنم..

واقعه" جای کار داره 

تا بعد..

از ساعتی که میگذره

            منتظر وفا نباش

یا از زمین و اسمون

          از شب و از ستاره هاش

از اونکه پیشته

          منتظر وفا نباش

از اونکه رفته

           از جاده و مسافراش

..

..

دوشنبه 10 دی1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

...کابوس باش

 

این ترانه جدید و داغ است که هنوز تمام نشده و

همینطوری میذارم رو وبلاگ..

سعی میکنم زود تمومش کنم...

 

بیا امشب به دیدارم

واسه راهم تو فانوس باش

بیا خوابو بگیر از من

واسه چشمام تو کابوس باش

بیا آرامش من شو

دوباره جون بگیرم من

یا که بسپار بدست غم

تو تنهایی بمیرم من

بیا امشب به دیدارم

مرا غرق نگاهت کن

 بزن رنگ غمو بر من

 اشک چشم سیاهت کن

رو این سینه بکش قلبی

بیاوخونه ی خود کن

بگیر دستای سردم رو

منو همخونه ی خود کن

.

.

.

سه شنبه 20 آذر1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

دو آهنگ جدید از سعیدشهروز

تو این پست میخوام دو آهنگ جدید از

 سعیدشهروز

 بذارم...

دو آهنگ منتشر نشده...

ناز بانو

آهنگ سریال نرگس

دوشنبه 23 مهر1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

شکلات

من یک شکلات گذاشتم تو دستش اونم یک شکلات

 گذاشت تو دستم

من بچه بودم اونم بچه بود

سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد

دید که منو میشناسه

خندیدم

 گفت دوستیم ؟

گفتم دوست دوست

گفت تا کجا ؟

گفتم دوستی که تا نداره

گفت تا مرگ

خندیدمو گفتم من که گفتم تا نداره

 گفت باشه تا پس از مرگ

گفتم: نه نه نه نه تا نداره

گفت: قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن یعنی

زندگی پس از مرگ

باز هم با هم دوستیم ؟

تا بهشت تا جهنم

تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم

 خندیدمو گفتم تو براش تا هر جا که دلت می خواد یک تا

 بزار

اصلا یک تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا

اما من اصلا براش تا نمیزارم

 نگام کرد نگاش کردم باور نمیکرد

 می دونستم اون می خواست حتما دوستیمون یک تا

 داشته باشه

دوستی بدون تا رو نمیفهمید !!

گفت بیا برا دوستیمون یک نشونه بزاریم

گفتم باشه تو بزار

گفت شکلات باشه ؟

گفتم باشه

هر بار یک شکلات میزاشت تو دستم منم یک شکلات

 میزاشتم تو دستش

باز همدیگرو نگاه میکردیم یعنی که دوستیم دوست

دوست

من تندی شکلاتامو باز میکردم میزاشتم تو دهنم تندو تند

 می مکیدم

میگفت شکمو

تو دوست شکموی منی وشکلاتشو میزاشت توی یک

 صندوقچه کوچولوی قشنگ

میگفتم بخورش

میگفت تموم میشه می خوام تموم نشه برا همیشه

 بمونه

صندوقچش پر از شکلات شده بود

هیچکدومشو نمی خورد

من همشو خوردخ بودم

گفتم اگه یک روز شکلاتاتو مورچه ها بوخورن یا کرمها

 اون وقت چی کار میکنی ؟

میگفت مواظبشون هستم

 میگفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوستیم و

 من شکلاتمو میزاشتم تو دهنمو می گفتم نه نه نه نه

 تا نه دوستی که تا نداره !

یک سال دو سال چهارسال هفت سال ده سال

 بیست سالش شده

اون بزرگ شده من هم بزرگ شدم

من همه شکلاتامو خوردم

اون همه رو نگه داشته

اون اومده امشب تا خداهافظی کنه

می خواد بره اون دور دورا

میگه میرم اما زود برمیگردم

من که میدونم اون بر نمیگرده

یادش رفت به من شکلات بده

من که یادم نرفته شکلاتشو دادم

 تندی بازش کرد گذاشت تو دهنش

یکی دیگه گذاشتم تو اون دستش گفتم بیا این هم

 اخرین شکلات برای صندوقچه کوچولوت

یادش رفته بود یک صندوقچه داره برا شکلاتاش

هر دوتا رو خورد

 خندیدم

میدونستم دوستی اون تا داره اما دوستی من تا نداره

مثل همیشه

خوب شد همه رو خوردم

 اما اون هیچ کدوم رو نخورده

حالا با یک صندوقچه پر از شکلاتهای نخورده چی کار

 میکنه ؟

برگرفته از وبلاگ دوستم رضا

دیگه عاشقت نمیشم

دوشنبه 9 مهر1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

نقطه ی پایان

چرا این جمله ی غم نقطه ی پایان نداره

چرا دل شکسته م سرو سامان نداره

به جون هرچی ستاره اس امشب تو آسمونم

تا سحر بازم دوباره منتظرت میمونم

 

 این ترانه هنوز کامل نشده

و البته ادیت هم نشده...

 

 

شنبه 3 شهریور1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

تو یکی از همین خونه ها ،همین نزدیکی ها، دل یکی آتیش گرفته

 

تو یکی از همین خونه ها ،همین نزدیکی ها،

دل یکی  آتیش گرفته.

از روی بوم هم نیگا کنین می بینین

 که از توی پنجره ی یکی از همین خونه ها

 آتیش میریزه بیرون..

دل یکی آتیش گرفته.تو اومدی اما کمی دیر.

از ته یه خیابون دراز.

مث یه سایه ی نگرانی.کمی دیر اومدی

اما حسابی تجلی کردی و دل یکی رو

حسابی آتیش زدی.به من میگن چیزی نگو.

نباید هم بگم اما دل یکی داره آتیش میگره .

دل یکی اینجا داره خاکستر میشه .

کمی دیر اومدی اما یه راست رفتی

 سر وقت دل یکی و دست کردی تو سینه اش و

 دلش رو آوردی بیرون و انداختی تو آتیش و

 بعد گذاشتی سرجاش.واسه همینه که

دل یکی آتیش گرفته و داره خاکستر میشه .

یکی داره تو چشات غرق میشه.

یکی لای شیارای انگشتانت داره گم میشه.

 یکیداره گَر میگیره.دل یکی آتیش گرفته.

یه نفریه چیکه آب بریزه رو دلش شاید خنک شه.

میون این همه خونه که خفه خون گرفته ن

یه خونه هست که دل یکی توش داره خاکستر میشه.

یکی هوس کرده بپره تو دستات و خودش رو غرق کنه.

یکی میخواد نیگات کنه

نه میخواد بشنفَتِت .میخواد بپره تو صدات.

یکی میخواد ورت دارهوببردِت اون بالا و

بذارتت رو کوه و بعد بدوَه تا ته دره و از

اونجا نیگات کنه .یکی میترسه از نزدیک تماشات کنه.

یکی میخواد تو چشتات شنا کنه.

یکی اینجا سردشه.یکی همه ش شده زمستون .

یکی بغض گیر کرده تو گلوش و داره خفه میشه.

وقتی حرف میزدی،یکی نه به چیزایی

که میگفتی که به صدات ،به محض صدات گوش میداد.

یکی محو شده بود تو صدات یکی دل تنگه.

 تو یکی از همین خونه ها ،همین نزدیکی ها،

 دل یکی  آتیش گرفته .یه نفریه چیکه آب بریزه

رو دلش شاید خنک شه.

شاید خوب میدونی که اون کیه..

اون کسی هس که میخواد تو

 صدات ،تو نیگات، تو چشات گم بشه.میخواد شنا کنه....

اون یکی شاید منم...شاید...شاید

 

شنبه 9 تیر1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

سلامی بی جواب

سلام امیر جان

 رفتنت را اصلا " باور نمیکنم....

مگه یادت رفته بهت گفتم این دفعه میرم

و ۲ هفته ی دیگه برمیگردم ..

مگه یادت رفته که گفتی تا من برمیگردم

 بساط عروسی رو به پا میکنی ...

رفتنت در باورم نمیگنجه...

بی تو دنیا رنگ دیگه ای داره...سیاه...

روحت شاد

شنبه 9 تیر1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

دلم گرفته آسمون

 

دلم گرفته اسمون
نمیتونم گریه کنم
شکنجه میشم از خودم
نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها
رو سینه من اومده
اخ داره باورم میشه
خنده به ما نیومده

دلم گرفته اسمون
از خودتو خسته ترم
تو روزگار بی کسی
یه عمره که در به درم

حتی صدای نفسم
میگه که توی قفسم
من واسه اتیش زدن
یه کولبار شب بسم

دلم گرفته اسمون
یکم منو حوصله کن
نگو همش از روزگار
یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی میگیرن
عقربه های ساعتم
برگه تقویم میکنه
لحضه به لحضه لعنتم

اهای زمین یه لحضه
تو تیر خلاصمو نزن
نچرخ تا بارون بگیره
یه ادم شکسته تن

خواننده: سعید شهروز

ترانه از :علی صالحی

تنظیم کننده: بهنام ابطحی

 

چهارشنبه 16 خرداد1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

دل ودشنه

 
آخ که چه ساده خواستمت

روی چشام میذاشتمت

دشنه شدی به جون من

گفتی نمیشناسمت

آه چه بهونه گیر شدی

من که نمیشه باورم

گفتی هوای عشق تو

دیگه پریده از سرم

مگه نخواستی جون بدم؟

این دل و این دشنه تو

تموم کن این وصیٌتو

بزار بشم خراب تو



به آبروی دل قسم

تن به قضا داده منم

ببخش که با حقارتم

حوصلتو سر میبرم

ببخش که ساده میشکنم

تو دستای نازک باد

آخه همیشه باختنو

جز تو کسی یادم نداد

جز تو کسی یادم نداد



چهارشنبه 16 خرداد1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

 

 

يه اشتباه كهنه بود
دلهره قرار ما
يه قصه هميشگي
نترس و دنبالم بيا

 
تو مثل سنگ كهربا
تو دست يار نابلد
فريب چشماي تو بود
كه حرف عاشقونه زد


اما تو كيش و مات من
بازي برنده اي نداشت
دلم به فردا خوش نبود
عشق سرم كلاه
گذاشت


دوباره عاشقيتو
خاطره هاي دربه در
دوباره شونه هاي من
چتري براي دو نفر


دوباره باج بي كسي
به اونكه موندني نبود
يكي مث تو بي وفا
دشمن اين دل كبود


دوباره عادتش مي دم
به روزگار بي كسي
تو هم مث غريبه ها
به داد من نميرسي

یه اشتباه کهنه بود

دلهره قرار ما

فرقی برام نمیکنه

میخوای بیا میخوای نیا

چهارشنبه 16 خرداد1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

بزن بریم آسمون

بزن بریم آسمون خونه ی ما زمین نیست

راضی نشوبه اینجاقسمتمون که این نیست

ساکت و سرد ‌‌ًبی روح شدیم اسیر مرداب

مااز تبارابریم پاشوبریم به آفتاب

دلم میگیره اینجا از شب واز ستاره

نشونی از زندگی یه عمره که نداره

دنیا شده یه زندون واسه دلٍِ کوچیکم

داد میزنم که چرا اسیرٍ شب تاریکم

 وقت پرواز ِ منه شک نکن توهم بیا

توسفر برات میشم یه همنفس یه همصدا 

.

.

.

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد......؟؟؟؟ 

 

یکشنبه 6 خرداد1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

فکر میکردم بی تو میمیرم

 
           فکر میکردم بی تو میمیرم
                             
                                   اما نمردم منو ببخشش
 
                                                 من میگم نمرده ام
 
                                بلکه مرده ام خودم خبر ندارم
 
                                        مرده ام بی گور و بی کفن
 
                                                           آره مرده ام بی تو....
  
                                                                  

یکشنبه 23 اردیبهشت1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

مهتاب

تو رو جون هرچی ستاره س نرو امشب از  آسمونم

 

تو ا ین  هوای سرد و  تاریک نمی تونم بی تو بمونم

 

تو  مهتاب  شبای  تارم  تو  صدای  ساز  شکسته م

 

رو به روی جاده ی  تاریک  منتظر رخ  ماهت  ه‌ستم

 

.

 

.

 

.

چهارشنبه 29 فروردین1386  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

تو وبلاگ فیلم-۳۰۰ منتظر شما هستم.

روی

film-300

کلیلک کنید.

جمعه 25 اسفند1385  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

همه حرفای قشنگو....

 

 

همه حرفای قشنگو ،روی کاغذ می نوشتم

 

ولی این لبای خسته ،ساکت بود تو سرنوشتم

 

ولی حالا که گذشته ،تو منو ببخش دوباره

 

تاببینی دل خستم ،واسه عشقت چی می یاره

 

واسه لبخنده نگاهت ،جونمو به پات می ذارم

 

می دونم هر چی بذارم ،واسه عشقت کم می یارم

 

نگو که دلم شکسته ،نگو که چشام گرفته

 

بخدا خودت میدونی ،اشکات از یادم  نرفته

 

تو سکوته سرد ساحل ،دل من پره امیده

 

خسته ،تنها ،چشم براهه ،فانوس روشن ندیده

 

اگه عمرمو بگیرن ،تا یه بار تورو ببینم

 

همه هستی مو میذارم ،تاکه چشماتو ببینم

 

ترانه از دوست عزیزم:"آیت"

 

 

دوشنبه 21 اسفند1385  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

و امروز

 

و امروز که بیش ازچند روز کوتاه به عید نمانده من دلم تنگه

دلم تنگه اون روزهایی که با هم بودن را تجربه میکردیم

و هیچ وقت اجازه نمیدادیم که طعم تلخ جدایی در دل ما سایه بیفکند..

اما چه زود تمام شد اون روزهای بی مثال

هنوز هم دیر نشده ......منتظر نگاه تو هستم 

اما بدون که :خیلی زود ، دیر میشود!!!!!

اما سال نو مبارک...

نوروز مبارك

 

دوشنبه 21 اسفند1385  توسط ماهی مشکی(باقر-پسر مشرقی)  |

 

 



یه ایرانی و جوون سبز




mahi_meshki@yahoo.com

 

ترانه های خودم
و سعید شهروز
مطالب متفرقه

 

روز 13 آبان با آهنگ جدید استاد شهرام ناظری با نام ایران کهن--- خس و خاشاک
باز دوباره تو این شهــر
دارم انقلاب میکنم
باز عاشوراي حسيني
چند سال از امشب بگذره؟
آلبوم بی خوابی سعید شهروز منتشر شد...
سلام ....خوبی....دیگه از ما خبری نمیگیری ..آره میدونم رفتی و با دیگرون میپری .. ولی ... ولی پس من چی
ترانه ی خرچنگ های مردابی کاری از محمد علی بهمنی با صدای حبیب
حکایت ما و شعر شهریار و صدای قربانی "مسلخ خون"
مادر...

 

تیر 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
دی 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385

 

 

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
پویش (کمپین)حمایت از خاتمی "موج سوم"
بوز قورد یوردو(سرزمین گرگ خاکستری)
سعید شهروز(خواننده ی محبوب من(سایت سعید به روز شده خیلی هم زیباست)
سامی یوسف(خواننده لندنی)"صدای اسلام را از لندن میشنوید"
رضا صادقی(سلطان مشکی پوش ایران)
پسر مشرقی(وبلاگ قبلی من)
هواداران سعید شهروز
آتیش بازی
چکامه
نیلوفر
سمیه خانم(دل تنگ)
رضوان
دوست عزیزم رضا
بن بست تنهایی(ویدا)
دوستم رضا که تازه متولد شده
ال اراجیف (وبلاگی توپ برای آنانکه میخوان چند لحظه بخندند)
نوازنده گیتار مشکی
کلوب سعید شهروز در سایت cloob.com
ترانه ی سری
فقط ورود عاشقان مجاز است....
آزاد
عطف (وبلاگ استاد ادبیات آقای عظیمی)
وبلاگ هواداران و عاشقان سعید شهروز
اسير شب
زندگی آرام زیباست..
تنهاي تنها
birlik
جشن بزرگ همشهری جوان
مجله همشهری جوان
همشهری جوان من
هاست و دامنه
قالب وبلاگ پارس تم
قالب وبلاگ

 

یکی از عکسای قشنگم
تو وبلاگ قبلی ام پسر مشرقی یه چند تا هست.....
ترانه ماهی مشکی( اولین ترانه جدی من)
برق چشای نازت
دروغ نگو بسه دیگه
الهی که...
ثانیه های وحشی
ماهی مشکی 2
بی تو جشن دل و ترانه س
تو اگه منو میخواستی
تو سکوت سرد ساحل
گریه نکن تو مثه من
رد شدی از کنارم
ماجرای من و بخت و اجلم
تجارت عشق

 

RSS 2.0
میرحسین موسوی

Designed By ParsTheme